X
تبلیغات
دلم هواتو کرده





































دلم هواتو کرده

***... نوشته هایم مخاطب خاص ندارد ...***

دلگیرم...

همانند آن مترسکی

که هر روز باید

تمسخر و غار غار خندیدن

کلاغ های بی احساس را

تحمل کند...


تاريخ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393سـاعت 19:57 نويسنده محبوب| |

آرامش امروزم رو مدیون

محل سگی ام

که به خیلی ها نمیذارم...


تاريخ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393سـاعت 22:7 نويسنده محبوب| |

مورد داشتیم 

پسره میخواسته از ایست بازرسی حرم رد شه

بهش گیر دادن

پس چادرت کوووووو....؟؟؟؟؟؟


تاريخ یکشنبه هفدهم فروردین 1393سـاعت 22:51 نويسنده محبوب| |

این پسرهایی که ابروهاشون و نخ میکنن

بعد پیوند وسط شو برنمیدارن

اینا میخوان بگن مجردن و هنووووز شوهر نکردن...!!!!!!


تاريخ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393سـاعت 16:5 نويسنده محبوب| |

دیده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه می خورند و می شکنند؟؟؟

دیده ای شیشه ای خرد می شود 

ولی از هم نمی پاشد؟؟؟

این روزها همان شیشه ام ؛

خرد و تکه تکه ،

از هم نمی پاشم ولی شکسته ام. . . .


تاريخ جمعه هشتم فروردین 1393سـاعت 14:12 نويسنده محبوب| |

باید به بعضی پسرا گفت

آهای پسر...

حواست باشه!!!

این دختری که به تو دل داده

خیلی ها در آرزوی نیم نگاهش هستند

لیاقت داشته باش...!!!!



تاريخ یکشنبه سوم فروردین 1393سـاعت 12:11 نويسنده محبوب| |

سلامتی اونی که

فکر میکنیم تونستیم فراموشش کنیم...

اما

وقتی تنهاییم...

تو سکوت شب...

می بینیم که چقدر

دلمون

هواش و کرده...




تاريخ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392سـاعت 20:39 نويسنده محبوب| |

دیگر آینه ای در اتاقم نیست...!!!

زمانی که رفتی آن را از پنجره بیرون انداختم

وقتی تو نیستی دلیلی ندارد به خودم برسم

رژ بمالم

چشمانم را سیاه کنم

و یا موهایم را آراسته...

دیگر شیشه عطرهایم خالی نمی شود

دیگر پیراهنم را غرق در بوی خوش نمیکنم

من زیبایی ام را فقط برای تو می خواستم

وقتی تو در کنارم نیستی

ترجیح میدهم همان دختر ژولیده ای باشم

که در غم های خودش فرو رفته...!!!




تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392سـاعت 13:24 نويسنده محبوب| |

رمانتیک ترین داستان عاشقانه

قصه رومئو و ژولیت نیست

که با هم مردند...!!!!!

بلکه قصه پدربزرگ و مادربزرگ هایست

که به پای هم پیر شدند...


تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392سـاعت 13:18 نويسنده محبوب| |

سلام بچه ها

امروز تولدمه

بفرمایین از این کیک خوشمزه بخورین








حالتون بد شد؟؟؟؟
.
.
.
.
.

شوخی کردم بابا...


حالا بیاین از این کیک خوشمزه هرچقد دوس داشتین بخورین


نوش جونتون


...تولدمم مبارک...

تاريخ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392سـاعت 1:1 نويسنده محبوب| |


چشم هایم را بشنو

دهانم

پر از سکوت است...


تاريخ چهارشنبه نهم بهمن 1392سـاعت 20:12 نويسنده محبوب| |

آهای پسر...

می دانی با من چه کردی...؟؟!!

برای خودم ناراحت نیستم

برای دخترت نگرانم...!!!

نکند تقاص آه مرا او پس دهد...!!!


تاريخ جمعه چهارم بهمن 1392سـاعت 19:0 نويسنده محبوب| |

این متن کامنت ی دختری ب نام "ش" که آدرس وبشم پیش خودم محفوظه...

شما چی فکر می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟


سلام دوست خوبم!

بدون مقدمه میگم...

میتونی برام یه شارژ همراه اول بخری؟؟؟

راستش من یه مشکلی دارم که از نظر خودم خیلی بزرگه

ولی فک میکنم شما بتونید حلش کنید...بخدا من ننه باباگدام نه کلاهبردار....

فقط الان خودم تو شرایطی نیستم که بتونم بگیرم...

ازتون خواهش میکنم اگه موقعیتشو دارین و میتونین کمکم کنین مشکلم حل شه...

اگه دستمو بگیرین مطمئن باشین خدا یه جا دستتونو میگیره....

بخدا راس میگم....روحرفام خوب فکر کنین بعد جواب بدین....

اینو بدون اگه اسم خدامو اوردم برا این بود که میخواستم حرفم سند داشته باشه ...

پس خواهش میکنم باورم کنین....منتظر جوابتون هستم...

تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392سـاعت 13:23 نويسنده محبوب| |

حوصله ام برفی ست

با یک عالمه قندیل دلتنگی

از گوشه دلم آویزان...!!!!

آهای...

کافی ست کمی  "ها"  کنید

تا که آب شوم...!!!!


تاريخ جمعه بیست و هفتم دی 1392سـاعت 20:15 نويسنده محبوب| |

به خدا بگو زمستانش سرد نیست

جمع کند تکرار فصل هایش را...!!!

من در تابستانش هم

از بی وفایی

دندان به دندان ساییده ام...


تاريخ شنبه بیست و یکم دی 1392سـاعت 13:11 نويسنده محبوب| |

می خواهم تمام سیگارها را

زیر تابلوی سیگار کشیدن ممنوع

دود کنم...

تا باطل کنم قانونی را که

معنای درد را نمی فهمند...


تاريخ سه شنبه هفدهم دی 1392سـاعت 18:44 نويسنده محبوب| |

ازین پس تنها ادامه می دهم

در زیر باران...

حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم...!!!!

می خواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم!!!

باران نبار. . . ؛

من نه چتر دارم نه یار...





تاريخ جمعه ششم دی 1392سـاعت 13:36 نويسنده محبوب| |

خدایا...

برای خاموشی شب های انتظارم

فقط یک فوووووت کافی ست

خاموشم کن...!!!!!

خسته ام . . .


تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392سـاعت 12:1 نويسنده محبوب| |

به خیابان برو

دست یکی از آدم های سیاه و سفید را بگیر

و میهمانش کن به یک تانگوی خیابانی...

گور پدر عشق های باکره..

گور پدر روزهای رنگی..

گور پدر انتظار..

گور پدر تنهایی...!!!!

صداقت تا چه حد...؟؟؟؟؟؟؟


تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر 1392سـاعت 12:14 نويسنده محبوب| |

آقا پسری که زیر ابرو برمیداری

موهات و رنگ می کنی

تاتو میکنی

لنز میذاری...

من یک ساپورت اضافه دارم می خوای؟؟؟؟؟؟


تاريخ چهارشنبه ششم آذر 1392سـاعت 20:41 نويسنده محبوب| |

Sky Theme